شرح برخي از خاندان ساكن قم
|
خاندان رضوي يا رضويان
كه از قرن سوم يعني از هنگام آمدن"موسي مبرقع" به قم، همواره شهرت داشته اند و جمع كثيري از اشراف ونقباي قم از اين خاندان بوده اند نام عده اي از افراد خاندان رضوي كه در قرنهاي چهارم وپنجم سِمتِ نقابت سادات قم را داشته اند
در قرن ششم ظاهرا مشخص ترين فرد از خاندان رضوي قم"امير شمس الدين سيد ابوالفضل رضوي" است كه تجمل و رِفعت او زبانزد بوده است(1)در قرون بعد نيز رضويان قم، شهرت داشته اند.
"بناكَتي" از نويسندگان اوايل قرن هشتم گويد: فرزندان(موسي مبرقع) را رضويه گويند و در قم مقيم هستند(2)صاحب"عمده الطالب" از علماي نَسابه قرن هشتم و نهم(متِوفَي در سال 828) گفته است كه به اولاد"موسي مبرقع" رضويون مي گويند و همه آنان، جز عده كمي در قم سكونت دارند.(3) "ابن شَدقَم" از علماي نَسابةِ قرن دهم و يازدهم(متوفي در سال 1033) گويد كه اكثر اولاد موسي مبرقع در قم از بلاد ايران مقيم مي باشند و به آنان رضويون گفته مي شود.(4) در دوره صفويه، افرادي از خاندان رضوي قم، شهرت داشته و از رجال معروف ايران بوده اند. از جمله"ميرسيد علي رضوي"(معاصر شاه طهماسب) كه بنا بر نوشته"اسكندر بيك" وزير دارالسلطنه قزوين بود(5)به سادات رضوي از قديم مبرقع و برقعي نيز گفته مي شده است.(6) پاورقي (1) كتاب النقض صفحه 230. (3) عمده الطالب صفحه 201. (4) زهره المقول صفحه 60. (5) عالم آراي عباسي ج 1 صفحه 166. (6) وجه تسيمه مبرقعي و برقعي به مناسبت اين است كه جد اعلاي ايشان موسي مبرقع همانطور كه قبلا گفته شده است هنگام ورود به قم صورت خود را با پارچه ئي پوشانيده بود و پارچه اي كه روي صورت مي انداختند تا شناخته نشوند، برقع ناميده مي شود به طوري كه از كتاب موارد الأتحاف(ج 2 از صفحه 83 به بعد) به نقل از كتب انساب و تاريخ برمي آيد. چند تن از سادات معروف رضوي در قرن چهارم با عنوان برقعي معروف بودند. در مورد نسبت برقعي نخستين كسي را كه نويسنده به اين نسبت نام او را در آثار قديم ديده است محمد علوي برقعي مي باشد كه در كتاب سياست نامه خواجه نظام الملك(صفه 289 چاپ بنگاه ترجمه و نشر كتاب) آمده است، وي ظاهراً در قرن سوم ميزيسته است. اشعري ها
از مهم ترین رویدادهای تاریخ تشیّع، مهاجرت اعراب اشعری در سال 82 هـ.ق . از کوفه به قم است.1
اعراب اشعری، طایفه ای از قبیله بنی ذخران بن وائل بن جماهر بن اشعر، از اهل یمن بودند که عده ای از آنها اسلام آوردند و در مکه به حضرت رسول اکرم(ص) ملحق شدند. اینان در زمان فتح ایران حضور فعالی در سپاه اسلام داشتند2 و بعد از فتوحات، در کوفه مستقر شدند تا زمانی که احوص و عبدالله، از بزرگان اشعری، از ترس عقوبت حجّاج (به خاطر شرکت و هم کاری در قیام عبدالرحمن بن اشعث) به شهر قم مهاجرت کردند.
در اوائل قرن اول در سنه بیست و سه هجری قمری، هنگام یورش مسلمانان به ایران، شهر قم توسط مسلمین به فرماندهی «احنف بن قیس» نسبت می دهند.
کم کم راه رفت و آمد مسلمین عرب به قم باز شد. سر انجام در زمان خلافت عبد الملک بن مروان پنجمین جنایت کار اموی که از سال شصت و پنج تا هشتاد و شش قمری خلافت کرد. بنی الاشعر طائفه مؤمن و شیعه اشعری از زیر حکومت ظالمانه عبد الملک خارج شده و به قم پناهنده شدند و رفته رفته قم را تحت سلطه خود قرار دادند. نخستین کسانی که از اشعری ها به قم آمدند، عبد الله بن سعد و احوص و عبد الرحمن و اسحاق و نعیم (پنج فرزند سعد بن مالک بن عامر اشعری) بودند. در قم هفت محل با فاصله کم وجود داشت که نام یکی از آنها «کمندان» بود. مدت ها بین اشعری ها و ساکنان محله های قم درگیری شد و سر انجام اشعری ها پیروز شدند و از این پیروزی بستگان آنها از عراق به قم آمدند. در پیشاپیش اشعری ها عبد الله بین سعد اشعری که او و مخصوصا فرزندش موسی از بربیت یافتگان امامان علیهم السلام در کوفه بودند به قم آمدند. به همین دلیل ( که شیعیان خالص به سوی قم روانه شدند) خلفای جور نسبت به این سرزمین توجه و کمک در جهت آبادانی آن نکردند و قم تا اواخر قرن دوم تابع اصفهان بود و حاکم مستقلی نداشت. تا این که در زمان هارون الرشید پنجمین خلیفه عباسی که از سال صد و هفتاد تا صد و نود و سه هجری قمری حکومت کرد، حمزه بن یسع که از شخصیت های مشهور قم بود از هارون خواست تا قم را از اصفهان جدا کندو مستقل نماید. هارون به او این اجازه را داد. او در این خصوص کوشش و سعی فراوانی کرد و حدود و مرز های قم را تعیین نمود و اراضی کشاورزی و مالیات آن را مشخص کرد. به این ترتیب، اسلام تشیعی وارد قو گردیدو مردم قم به مذهب ائمه اهل بیت علیهم السلام گرویدند و همین امر باعث سخت گیری و حتی درگیری حکومت غاصبانه هارون الرشید با مردم قم شد ولی تلاش های مزدوران هارون در آزار ساکنان قو اثر نکرد زیرا حب علی و آل علی علیه السلام در اعماق قلب آنها جا گرفته بود. افزایش شیعیان در قم قم به مدت دو قرن یعنی از نیمه قرن دوم تا نیمه قرن چهارم، روز به روز وسیع تر می شد و بر ساکنانش می افزود ولی پس از آن بر اثز نفوذ مخالفان، آبادی های قم کم کم به ویرانه ای تبدیل شد و افراد آن سخت مورد هجوم دژخیمان هلفای جور قرار گرفتند. اما به هر حال قم یگانه مرکز برای استقبال و پذیرایی آل علی علیه السلام و بستگان امامان قرار گرفت و هر یک از دودمان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام به قم می آمد در کمال امن و عزت زندگی می کرد. بر همین اساس، حضرت معصومه علیها السلام و چند فرزند امام جواد و نوادگان ائمه معصومین به قم آمدند. یکی از بزرگان اهل بیت که در سال دویست و پنجاه و شش یا دوست و پنجاه و نه هجری قمری به قم آمد، حضرت موسی بن الجواد، معروف به موسی مبرقع علیه السلام بود که فرزند بلا فصل امام نهم، حضرت جواد علیه السلام است و مرقد شریفش در خیابان آذر قم، کنار چهل اختران معروف می باشد. احمد رازی، یکی از نویسندگان معروف دوره شاه عباس، شرح مبسوطی در باره قم نوشته و خاطر نشان ساخته که سرزمین قم بیش از چهارصد و چهل و چهار تن از فرزندان و نوادگان امامان معصوم علیهم السلام را در بر گرفته است |
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 14:25 توسط یاسری
|